html> یادگیری مادام‌العمر و مهارت‌های قرن ۲۱ (Lifelong Learning and 21st Century Skills)
درباره وب

جستجوی وب
لینک های مفید



مفهوم یادگیری مادام‌العمر
تعریف
یادگیری مادام‌العمر به:
«فرایند مستمر، داوطلبانه و خودانگیخته یادگیری در طول زندگی، برای اهداف شخصی، شغلی و اجتماعی»
اطلاق می‌شود (UNESCO, 2015).
ویژگی‌های کلیدی:
محدود به آموزش رسمی نیست
شامل یادگیری غیررسمی و غیرساختاریافته است
بر خودتنظیمی و انگیزش درونی تأکید دارد
ریشه‌های نظری یادگیری مادام‌العمر
۱. انسان‌گرایی آموزشی
نظریه‌پردازانی مانند راجرز یادگیری را فرایندی خودهدایت‌شونده می‌دانند که باید با نیازها و علایق فرد همسو باشد (Rogers, 1969).
۲. یادگیری خودتنظیم‌شده
یادگیری مادام‌العمر بدون مهارت‌های برنامه‌ریزی، نظارت و ارزیابی یادگیری ممکن نیست (Zimmerman, 2002).
۳. اتصال‌گرایی و یادگیری شبکه‌ای
در عصر دیجیتال، توانایی دسترسی، ارزیابی و به‌روزرسانی دانش اهمیت بیشتری از حفظ اطلاعات دارد (Siemens, 2005).
مهارت‌های قرن ۲۱: طبقه‌بندی و مؤلفه‌ها
چارچوب‌های مختلفی ارائه شده‌اند، اما اغلب آن‌ها بر سه دسته مهارت تأکید دارند (OECD, 2019; Partnership for 21st Century Skills):
۱. مهارت‌های شناختی سطح بالا
تفکر انتقادی
حل مسئله
خلاقیت
تصمیم‌گیری پیچیده
۲. مهارت‌های بین‌فردی و اجتماعی
همکاری
ارتباط مؤثر
سواد فرهنگی و اخلاقی
۳. مهارت‌های یادگیری و فراشناختی
یادگیری چگونه یادگرفتن
خودتنظیمی
سازگاری شناختی
این دسته سوم، پیونددهنده مهارت‌های قرن ۲۱ و یادگیری مادام‌العمر است.
نقش آموزش رسمی در پرورش یادگیری مادام‌العمر
۱. تغییر هدف مدرسه و دانشگاه
آموزش رسمی باید از:
پوشش محتوا
به‌سوی:
پرورش قابلیت یادگیری مستقل
حرکت کند (Claxton, 2007).
۲. طراحی برنامه درسی
برنامه‌های درسی مؤثر:
بر عمق مفهومی تمرکز دارند
فرصت انتخاب و خودمختاری ایجاد می‌کنند
فراشناخت را به‌صورت آشکار آموزش می‌دهند
۳. نقش معلم
معلم:
الگوی یادگیرنده مادام‌العمر است
یادگیری را مدل‌سازی می‌کند
به دانش‌آموز «یاد گرفتن» را می‌آموزد، نه فقط «چه چیزی را یاد بگیرد»
پیوند یادگیری مادام‌العمر و اشتغال‌پذیری
مطالعات نشان می‌دهند کارفرمایان بیش از دانش تخصصی، به:
توانایی یادگیری سریع
سازگاری
حل مسئله
اهمیت می‌دهند (World Economic Forum, 2020).
در این چارچوب، یادگیری مادام‌العمر نه یک انتخاب، بلکه ضرورت اقتصادی و اجتماعی است.
🔴 نقدها و چالش‌های وارد بر گفتمان یادگیری مادام‌العمر و مهارت‌های قرن ۲۱
این بخش از نظر علمی بسیار مهم است، زیرا این گفتمان با وجود محبوبیت بالا، بی‌نقد نمانده است.
نقد اول: ابهام مفهومی
منتقدان معتقدند «مهارت‌های قرن ۲۱»:
تعریف دقیق و عملیاتی واحد ندارند
گاه به فهرست‌های کلی و شعاری تقلیل می‌یابند
این ابهام می‌تواند اجرای آموزشی را تضعیف کند (Biesta, 2015).
نقد دوم: تضعیف دانش محتوایی
برخی پژوهشگران هشدار می‌دهند تمرکز افراطی بر مهارت‌ها ممکن است:
آموزش دانش عمیق رشته‌ای را تضعیف کند
منجر به سطحی‌سازی یادگیری شود
مهارت بدون دانش، فاقد زمینه و عمق است (Young, 2008).
نقد سوم: فردی‌سازی مسئولیت یادگیری
گفتمان یادگیری مادام‌العمر گاه به‌گونه‌ای تفسیر می‌شود که:
مسئولیت کامل یادگیری بر دوش فرد گذاشته می‌شود
نقش ساختارهای اجتماعی و نابرابری‌ها نادیده گرفته می‌شود
این نگاه می‌تواند به نابرابری آموزشی مشروعیت ببخشد (Ecclestone, 2017).
نقد چهارم: سنجش‌ناپذیری مهارت‌ها
بسیاری از مهارت‌های قرن ۲۱:
به‌سختی قابل اندازه‌گیری‌اند
ارزشیابی معتبر و پایا ندارند
این مسئله چالش جدی برای نظام‌های آموزشی نمره‌محور ایجاد می‌کند.
نقد پنجم: پیوند ابزاری با بازار کار
برخی منتقدان معتقدند این گفتمان بیش از حد:
تابع نیازهای اقتصادی
در خدمت بازار کار
تعریف شده و ابعاد فرهنگی، اخلاقی و شهروندی آموزش را کم‌رنگ می‌کند (Biesta, 2015).
رویکرد متعادل مبتنی بر شواهد
پژوهش‌ها پیشنهاد می‌کنند:
مهارت‌ها باید در بستر دانش عمیق آموزش داده شوند
یادگیری مادام‌العمر نیازمند حمایت نهادی است، نه صرفاً توصیه فردی
آموزش رسمی همچنان نقش حیاتی دارد، اما باید متحول شود، نه حذف
پیامدهای آموزشی و سیاستی
بازنگری برنامه‌های درسی
آموزش معلمان در حوزه فراشناخت
ارزشیابی مبتنی بر عملکرد
کاهش شکاف دسترسی به فرصت‌های یادگیری
جمع‌بندی
یادگیری مادام‌العمر و مهارت‌های قرن ۲۱ پاسخی ضروری به جهان در حال تغییر هستند، اما تنها در صورتی اثربخش خواهند بود که:
مفهومی دقیق داشته باشند
با دانش عمیق پیوند بخورند
از سطح شعار به سطح طراحی آموزشی برسند
آموزش آینده نه صرفاً آموزش مهارت، و نه صرفاً آموزش محتواست، بلکه آموزش توانایی یادگرفتنِ معنادار در طول زندگی است.
منابع (References)
Biesta, G. (2015). Good education in an age of measurement. Educational Assessment, Evaluation and Accountability, 27(1), 1–13.
Claxton, G. (2007). Expanding the Capacity to Learn. Open University Press.
Ecclestone, K. (2017). Lifelong learning in neoliberal times. International Journal of Lifelong Education, 36(1–2), 1–17.
OECD. (2019). Future of Education and Skills 2030.
Rogers, C. (1969). Freedom to Learn. Merrill.
Siemens, G. (2005). Connectivism. International Journal of Instructional Technology and Distance Learning.
UNESCO. (2015). Rethinking Education.
World Economic Forum. (2020). The Future of Jobs Report.
Young, M. (2008). Bringing Knowledge Back In. Routledge.
Zimmerman, B. J. (2002). Becoming a self-regulated learner. Theory Into Practice, 41(2), 64–70.


برچسب ها: یادگیری روان‌شناسی , یادگیری علوم شناختی , یادگیری خودتنظیم‌شده , فراشناخت

تاريخ : 2025/12/27 | 23:9 | نویسنده : Amin Z&Z |