یکی از چالش های اساسی که معلمان ابتدایی در محیط مدرسه بیشتر با آن مواجه میشوند مشکلات عاطفی و روانشناختی است که کودکان را درگیر میکند و غالبا پیدا کردن راهکاری برای پاسخ به این موقعیت ها بسیار دشوار و نیازمند مطالعه منابع و موقعیت های مشابه است. بی شک بهترین تاثیر را در داشتن برخورد صحیح برای این موقعیت ها مطالعه تجربه های مشابه همکاران ایجاد خواهد کرد؛ خصوصا اگر علاوه بر بررسی موقعیت ها و مثال های عینی نکات مستند و علمی هم برای تبدیل کردن معلم به یک مشاور حرفه ای انجام شده باشد و معایب و مزایای راه کار های اراِئه شده را نیز بررسی کند.
ادامه مطلب
یادگیری نوشتن و تسلط بر املا از بنیادیترین ارکان فرایند سوادآموزی در دوره ابتدایی به شمار میآید. مهارت املانویسی نهتنها ابزار ثبت افکار و ارتباط نوشتاری است، بلکه نقشی کلیدی در تقویت درک مطلب، دقت دیداری و شنیداری، و رشد تفکر زبانآگاهی دانشآموزان دارد. در این میان، کتاب نگارش پایه چهارم دبستان جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا دانشآموزان در این مقطع از مرحلهی آموزش مقدماتی نوشتن عبور کرده و وارد سطحی میشوند که نیازمند تثبیت قواعد، افزایش دقت، و کاربرد صحیح زبان مکتوب در بافتهای واقعی هستند. از این رو، بررسی علمی و نظاممند فعالیتهای املایی این کتاب، از منظر اهداف آموزشی و روشهای تدریس، میتواند نشان دهد تا چه اندازه طراحی این فعالیتها با اصول نوین آموزش زبان، روانشناسی تربیتی و استانداردهای برنامهی درسی همسو است و چگونه میتواند به ارتقای مهارت نوشتاری و کاهش خطاهای املایی دانشآموزان منجر شود.
ادامه مطلب
مقدمه (جایگاه کارورزی ۳)
کارورزی ۳ یکی از مهمترین مراحل تربیت حرفهای دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان است که با تأکید بر «کنشپژوهی فردی» و «رویکرد سازندهگرایی» طراحی شده است. در این مرحله، دانشجومعلم از نقش مشاهدهگر صرف فاصله گرفته و بهصورت مستقیم مسئولیت طراحی، اجرا، هدایت و ارزیابی یادگیری را بر عهده میگیرد. این امر موجب میشود دانشجومعلم درک عمیقتری از واقعیتهای کلاس درس، پیچیدگیهای آموزش و نقش حرفهای خود به دست آورد.
هدف اصلی کارورزی ۳، بهسازی عمل حرفهای معلم از طریق تأمل پیش از عمل، حین عمل و پس از عمل است. در این چارچوب، کنشپژوهی بهعنوان ابزاری برای رشد حرفهای به کار گرفته میشود تا دانشجومعلم بتواند با تحلیل موقعیت آموزشی، طراحی طرح یادگیری مبتنی بر زمینه و روایتنگاری تأملی، عملکرد خود را بازبینی و اصلاح نماید
ادامه مطلب
نظامهای آموزشی همواره محل تلاقی علم، تجربه، باورهای فرهنگی و گاه ادعاهای غیرعلمی بودهاند. در دهههای اخیر، همزمان با افزایش توجه به «بهبود یادگیری»، شاهد گسترش روشها، دورهها و تکنیکهایی هستیم که با وجود محبوبیت بالا، فاقد پشتوانه علمی معتبرند. این پدیده در ادبیات پژوهشی با عنوان شبهعلم آموزشی شناخته میشود (Lilienfeld et al., 2012).
ادامه مطلب
در جهان معاصر، سرعت تحولات فناورانه، اقتصادی و اجتماعی بهگونهای است که دانش و مهارتها بهسرعت منسوخ میشوند. در چنین شرایطی، هدف آموزش دیگر انتقال مجموعهای ثابت از اطلاعات نیست، بلکه پرورش یادگیرندگانی است که بتوانند در طول زندگی یاد بگیرند، بازآموزی کنند و خود را با تغییرات سازگار سازند. این ایده با عنوان یادگیری مادامالعمر (Lifelong Learning) شناخته میشود و بهطور تنگاتنگ با مفهوم مهارتهای قرن ۲۱ پیوند خورده است (OECD, 2019).
برچسب ها: یادگیری روانشناسی , یادگیری علوم شناختی , یادگیری خودتنظیمشده , فراشناخت
ادامه مطلب
در دهههای اخیر، همزمان با گسترش نظریههای سازندهگرایانه، یادگیری فعال و آموزش مبتنی بر شواهد، نقش معلم از انتقالدهنده صرف دانش به تسهیلگر یادگیری تغییر یافته است. در این رویکرد، معلم نه تنها منبع اطلاعات نیست، بلکه طراح تجربههای یادگیری، هدایتگر فرایند تفکر و پشتیبان رشد شناختی و فراشناختی یادگیرندگان محسوب میشود (Kirschner et al., 2006).
ادامه مطلب
یکی از پایدارترین یافتههای پژوهشی در روانشناسی تربیتی این است که دانشآموزان موفق الزاماً باهوشتر نیستند، بلکه آگاهتر از فرایند یادگیری خود هستند. این آگاهی که با عنوان فراشناخت (Metacognition) شناخته میشود، نقش کلیدی در پیشبینی موفقیت تحصیلی، یادگیری عمیق و انتقال دانش ایفا میکند (Flavell, 1979). فراشناخت به یادگیرنده امکان میدهد یادگیری خود را برنامهریزی، نظارت و تنظیم کند و از یادگیری منفعل فاصله بگیرد.
ادامه مطلب
در دهههای اخیر، روشهایی با وعدهٔ یادگیری سریع، خواندن فوقالعاده سریع و جذب ناخودآگاه اطلاعات در فضای آموزش عمومی و حتی دانشگاهی رواج یافتهاند. یکی از شناختهشدهترین این روشها، فتوریدینگ (PhotoReading) است که ادعا میکند فرد میتواند با «نگاهکردن» به صفحات کتاب و بدون خواندن فعال، حجم عظیمی از اطلاعات را در ذهن خود ذخیره کند.
ادامه مطلب
تحول دیجیتال و ظهور هوش مصنوعی (AI) یکی از عمیقترین دگرگونیها در تاریخ آموزش و یادگیری را رقم زده است. برخلاف فناوریهای آموزشی پیشین که عمدتاً ابزارهای جانبی بودند، هوش مصنوعی ماهیت فرایند یادگیری، نقش معلم، جایگاه یادگیرنده و حتی تعریف دانش را تغییر داده است (Luckin et al., 2016). در عصر دیجیتال، یادگیری دیگر محدود به کلاس درس، زمان مشخص یا مسیر خطی نیست، بلکه به فرایندی پویا، تطبیقی، دادهمحور و مادامالعمر تبدیل شده است.
ادامه مطلب
در بسیاری از نظامهای آموزشی سنتی، خطا بهعنوان نشانهای از ضعف، ناتوانی یا شکست تلقی میشود. این نگاه باعث شکلگیری فرهنگ «اجتناب از اشتباه» میشود که پیامد آن کاهش ریسکپذیری، خلاقیت و یادگیری عمیق است. در مقابل، پژوهشهای علوم شناختی و روانشناسی یادگیری نشان میدهند که خطا نهتنها اجتنابناپذیر، بلکه شرط لازم یادگیری معنادار است (Metcalfe, 2017). یادگیری مبتنی بر خطا (Error-Based Learning) بر این اصل استوار است که مواجهه فعال با خطا، تحلیل آن و دریافت بازخورد اصلاحی، منجر به تثبیت پایدارتر دانش میشود.
ادامه مطلب
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
